عبد الجليل قزوينى رازى
190
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
خمّار قمّار تحمّلگوى « 1 » مروانى صورت ، اموى صفت ، مشتى غلا [ م ] بارهء « 2 » بىنفس خام ناتمام عام اولئك كالأنعام « 3 » كه خداى را عادل ندانند ، جزا بر عمل نگويند ، ايمان عاريه شناسند ، معاويه را با على برابر دانند ، اين فصل را با آن فصل خود قياس مىكند و آنچه بدروغ ياد كرده است براستى جواب مىستاند ، و اگر زلّتى در قلم ما آيد درين جواب وزر و و بال آن هم به گردن آن كس كه ابتدا كرده است رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسِينا أَوْ أَخْطَأْنا « 4 » . امّا اسامى و القاب جماعتى از بددينان و مشبّهان كه آورده است واجب نباشد بدان التفات كردن كه سيّد اجلّ مرتضى در كتاب غرر « 5 » نام هريك برده است و شرح داده بفلسفه و زندقه ، و علماء اصحاب ما آن كتاب را از امام سعيد عماد الدّين حسن استرابادى « 6 » - نوّر اللّه قبره - سماع كردهاند كه او را از پسر قدامه « 7 » سماع بود و پسر قدامه را از سيّد علم الهدى ، چون آن كتاب مطالعه كنند اسامى آن متّهمان « 8 » بدانند كه شاعى « 9 » و امامى و اصولى به حمد اللّه نبودهاند كه شرح آن درين « 10 » كتاب احتمال نكند . امّا هشام بن الحكم شاعى و امامى « 11 » بوده است و او را مشبّهى خواندن غايت جهالت و محض بهتان باشد ، و مؤمن طاق را مخالفان عهد او از حسد شيطان - الطّاق خواندند شيعى و معتقد بوده است ، و مفيد محمّد نعمان حارثى مقدّمى
--> ( 1 ) - ح م : « مهملگوى » و ساير نسخ مانند متن است و معلوم نشد كه چيست ؟ ( 2 ) - در آنندراج گفته : « غلام باره بموحده فارسى است بمعنى امردپرست و شاهد بازمقابل دختر باره و اين از اهل زبان بتحقيق پيوسته و تحقيق آنست كه بمعنى مغلم و معطى هردو آمده ميگويند فلانى غلام بارهء فلانى است ( تا آخر ) » ( 3 ) - از آيهء 179 سورهء مباركهء اعراف . ( 4 ) - از آيهء 286 سورهء مباركهء بقره . ( 5 ) - مراد غرر و درر سيد اجل علم الهدى ( ره ) است و براى ملاحظهء كلمات سيد ( ره ) رجوع شود بتعليقهء 80 . ( 6 ) - براى ترجمه عماد الدين حسن استرابادى رجوع شود . بتعليقهء 81 ( 7 ) - و براى ترجمهء پسر قدامه نيز رجوع شود به همان تعليقهء 81 ( 8 ) - م ح د : « اين مشبهان » . ( 9 ) - ث م ب ح د : « كه شيعى » ( 10 ) - ث م ب : « نبودهاند اندك شرح آن اين » . ( 11 ) - ع : « امامتى » .